مولای من علــــــــــــی ع

چون علی وفات کرد حسن(ع) به خطبه ایستاد ،
و خدا را ستود و بر او ثنا گفت و بر پیامبر(ص) درود فرستاد و سپس گفت:
امشب مردی آسمانی شد که پیشینیان به او نرسیده اند
و آیندگان هرگز مانند او را نخواهند دید.
کسی که نبرد می کرد و جبرئیل در طرف راست و میکائیل در طرف چپ او بودند.
به خدا قسم در همان شبی وفات کرد که موسی بن عمران درگذشت
و عیسی به آسمان برده شد و قرآن نازل گردید.
بدانید که او زر و سیمی به جا نگذاشت مگر هفتصد درهم،
که از مقرری او پس انداز شده بود و میخواست با آن مبلغ برای خانواده اش خادمی بخرد.
(تاریخ یعقوبی،ج 2 ص 140)
پ.ن:به حسن گفت
"بابا به مهمانت برس"
علی ،ابن ملجم را می گفت!
دلـــــــــ نوشتــــــ:ضربه خورد
ولی کســـــــــی
صدای ناله ایی از او نشنید
این را هم گذاشته بود
به حساب خــــــدا
علــــــــ❤ــــــی
می نویسم برای مردی که،